مدیران شبکه و تیمهای فناوری اطلاعات (IT)، برای کنترل محیطهای شبکه و محافظت از سازمانهای خود در برابر تهدیدات رو به رشد، از مدیریت سیاست امنیت شبکه استفاده میکنند.
مدیریت سیاست امنیت شبکه، طراحی و اجرای سیاست امنیتی را تسهیل کرده و قوانین و شیوههای مطلوب را اعمال میکند تا به طور موثرتر، کارآمدتر و پایدارتر، فایروالها و دیگر دستگاهها را مدیریت کند.
کسبوکارها باید از افراد، منابع فیزیکی (physical assets) و دادههایی که در شبکه وجود دارد و در حال انتقال است، محافظت کنند. مدیران با تعیین سیاستهای امنیتی این کار را انجام میدهند؛ سیاستهایی که به تفصیل به شرح پارامترهایی مانند اینکه چه کسی یا چه چیزی مجاز به دسترسی به چه منابعی است، میپردازد.
با پیچیدهتر شدن شبکهها، این کار دشوارتر میشود. شرکتهایی که زیرساختهای بزرگتری دارند، مجموعهی عظیمی از سیاستهای امنیتی را در طیف وسیعی از محصولات امنیتی جمعآوری میکنند.
همانطور که سازمانها افراد و دستگاههای بیشتری را به مجموعهی خود اضافه میکنند، به دنبال راههایی برای خودکارسازی وظایف خستهکننده و تکراری، تسهیل عملیاتها و شناسایی ناسازگاریها یا تناقضاتی هستند که میتوانند آنها را در برابر حملات، آسیبپذیر کنند. مدیریت سیاست امنیت شبکه به آنها کمک میکند تا در محیط گستردهی خود قابل رؤیت باشند و سپس این سیاستها را برای بهبود امنیت کسبوکار، سازماندهی و استانداردسازی کنند.
سیاستهای امنیتی Security policies کنترلکنندهی یکپارچگی و امنیت شبکه هستند. این سیاستها قوانینی را برای دسترسی به شبکه، اتصال به اینترنت، اضافه یا اصلاح کردن دستگاهها یا سرویسها، و غیره ارائه میکنند.
با این حال، اجرای این قوانین زمانی موثر است که به درستی اجرا شوند. مدیریت سیاست امنیت شبکه به سازمانها کمک میکند تا با اطمینان از تسهیل، پایداری و اجرایی شدن سیاستهای خود، منعطف و ایمن باقی بمانند.
ابزارها و راهکارهای زیادی در خصوص مدیریت سیاست امنیت شبکه وجود دارد. کسبوکارها از این ابزارها و راهکارها برای خودکارسازی وظایف اداری استفاده میکنند که میتواند دقت و صرفهجویی در زمان را بهبود بخشد. این راهکارها میتوانند فرآیندهای مدیریتی را کمتر خستهکننده و زمانبر کند، و میتواند آزادی عمل بیشتری برای کارکنان ایجاد کند تا به انجام پروژههای مهمتر بپردازند.
به علاوه، این راهکارها به تیمهای فناوری اطلاعات کمک میکند تا از پیکربندیهای نادرستی (misconfigurations) که میتواند باعث آسیبپذیری شبکههای آنها شود، جلوگیری کنند. در صورت بروز مشکلات، راهکارهای مدیریت سیاست امنیت شبکه میتواند عیبیابی و اصلاح مشکلات را تسهیل کند.
راهکار مدیریت سیاست امنیت شبکه میتواند به سازمانها کمک کند تا به موارد زیر دست پیدا کنند:
امنیت بهتر. مدیریت سیاست امنیت شبکه، طراحی و اجرای سیاست امنیتی را تسهیل میکند.
سهولت استفاده. ابزارهای مدیریت سیاست امنیت شبکه، طراحی و اجرای سیاست را هماهنگسازی میکند.
سازگاری. راهکارها باعث ارائهی الگوها، سیاستهای نمونه و پیکربندیهای دیگر میشود.
صرفهجویی در زمان. به کارگیری و استقرار نیرو سریعتر است، و اتوماسیون به توانمندسازی کارکنان برای تمرکز بر اولویتهای کسبوکار کمک می کند.
هزینههای کمتر. راهکارهای مبتنی بر فضای ابری را به هزاران دستگاه افزایش میدهد، نیازمند منابع کمتری است و امکان مدیریت متمرکز را فراهم میکند.
با گذشت زمان، فایروالها مولفهها و قوانین پیکربندی بیشتری را جمعآوری میکنند. راهکارهای مدیریت سیاست امنیت شبکه میتواند در مقابله با چالشها کمک کرده و با پرداختن به موارد زیر، امنیت را بهبود بخشد:
پیگیری مولفهها (Object auditing). مدیران باید مولفههای تکراری را ادغام و کاهش دهند، مولفهی به کار گرفته نشدهای که باید حذف شود را تعیین کنند و همچنین مولفههای ناسازگار و متناقض را شناسایی کنند. ابزارهای مدیریت سیاست امنیت شبکه به آنها کمک میکند تا به یک پیکربندی سادهتر و پایدارتر دست پیدا کنند؛ یک پیکربندی که برای مدیریت کردن، کمتر آزاردهنده و در برابر حملات، کمتر آسیپپذیر باشد.
تناقضات و ناسازگاریهای سیاست. ابزارهای مدیریت سیاست امنیت شبکه، سیاستهای پنهان یا به کارگرفته نشده را مشخص کرده و به تیم فناوری اطلاعات در رفع مشکلات احتمالی کمک میکند.
کنترل و ارتقای نسخه (Version control and upgrades). راهکارهای مدیریت سیاست امنیت شبکه، از طریق فیلترهایی که فرآیندها را سادهسازی و خودکارسازی کرده و قابلیت دسترسی بالایی را تضمین میکند، این تغییر و تحول را تسهیل میکند.